فیلمی پراهمیت اما ناکافی؛
اختصاصی| «زن و بچه» و نمایش منفعلانه مقاومت زنان!
سعید روستایی، کارگردان جسور سینمای اجتماعی ایران که با آثاری چون «ابد و یک روز» و «برادران لیلا» مرزهای درام را جابهجا کرد، این بار در «زن و بچه» به مصائب یک بیوه زن در دل ساختارهای مردسالار میپردازد.
به گزارش میار، روستایی، پس از دو فیلم اولیهاش که او را بهعنوان یک صدای جوان و جسور در درام اجتماعی ایران تثبیت کردند، اینبار در «زن و بچه» (۱۴۰۳) به سراغ دغدغهای حیاتی و بهشدت حساس رفته است؛ مصائب یک بیوه زن در جامعهای با ساختارهای قوی مردسالار. نیت فیلم و کارگردان برای برانگیختن دغدغه درباره استقلال اقتصادی زنان و مقاومت آنها محترم است اما متأسفانه، محصول نهایی، که به جشنواره کن ۲۰۲۵ نیز راه یافته است، یک تجربه پرادعاست که در اجرا، اسیر نارساییهای روایی و فرمی میشود و توان آن را ندارد که از سطح «شعار» فراتر رود.
زن و بچه در کمال تأسف، نمایشی از تضاد عمیق میان نیت متعالی و اجرای فروتن است. فیلم میخواهد یک اثر برابریخواهانه، نافذ و جسور باشد اما غالباً به جای خلق درام، به نشانهگذاری مستقیم، دیالوگهای تعلیمی و تکرار موقعیتهایی پناه میبرد که صرفاً پیام فیلم را بازگو میکنند. این امر باعث میشود که درام اجتماعی روستایی، به یک ملودرام موعظهگر تقلیل یابد.
از هسته دراماتیک تا اضمحلال در خردهپیرنگها
هسته دراماتیک فیلم قوی است؛ نبرد زنی برای حفظ استقلال مالی و اخلاقی در غیاب همسر. این موقعیت، بالقوه حاوی تنشهای ویرانگری است اما پرداخت روایی روستایی اغلب این هسته را رها میکند و به سمت خردهپیرنگهایی نیمهتمام یا صحنههایی میرود که صرفاً نقش تکرارکننده بیانیهگونه فیلم را بازی میکنند.
بهجای آنکه منزلت موضوع از طریق کنشهای ملموس، زخمهای پنهان شخصیتها و تضادهای درونی متقاعدکننده ساخته شود، فیلم با دیالوگهای تعلیمی و موقعیتهای نمادین گلدرشت پیش میرود. این رویکرد، مرز میان هنر سینما و دستگاه تبلیغاتی یک جریان را به طرز خطرناکی نازک میکند. در فیلمهای قبلی روستایی، جزئیات روزمره سلاحهایی بودند برای وارد آوردن فشار اخلاقی بر مخاطب؛ اینجا اما جزئیات بهانهای میشوند برای تزریق پیام.
پایانبندی فیلم نیز نمونهای از این سردرگمی در اجرا است. نقطهای که میتوانست موضعی روشن، تلخ یا حتی متقاعدکننده در باب مقاومت زن ارائه دهد، در یک ابهام کلیشهای رها میشود و بار معنا را صرفاً به دوش لحن شعاری میاندازد.
شخصیتپردازیها
پریناز ایزدیار علیرغم تمام توان بازیگریاش برای خلق زنی مقاوم و آسیبپذیر، قربانی فیلمنامهای میشود که به او اجازه نمیدهد از آرک تکبعدی زن مصیبتدیده فراتر رود. فرصتهایی مانند فلشبکهای انتخابی هوشمندانه، تضاد درونی واضحتر (مثلاً میان میل به استقلال و نیاز به حمایت)، یا لحظات خرد انسانی که شخصیت را از قربانی به عاملی کنشگر بدل کنند، نادیده گرفته شدهاند.
پیمان معادی، در نقشی که میتوانست یک نقطه تعادل مهم یا یک شخصیت مستقل پیچیده باشد، صرفاً در حد یک موتیف برای پیشبرد روایت باقی میماند؛ کاراکتری که بیشتر بهانه است تا محور درام. بازیگران فرعی نیز، به تیپهایی آشنا و قابلپیشبینی تقلیل داده شدهاند و فیلم بهندرت شاهد خلق ترکیب تازهای از کنشهای انسانی است که بتواند پیچیدگیهای موضوع را منعکس کند.
فرم و میزانسن
آن جسارت فرمی که در کارهای پیشین روستایی دیده میشد، در «زن و بچه» به یک محافظهکاری بصری تبدیل شده است. میزانسنها و قاببندیهای فیلم اغلب فاقد خلاقیت بصری هستند؛ نوعی قاببندی تلویزیونی پرتعریف که صرفاً اطلاعات را منتقل میکند.
تصاویر ادیب سبحانی، تخت و مستقیماند و از تولید لایههای سوم عاطفی یا نمادین باز میمانند. در این فیلم، فرم تابع پیام است و نه همراه یا خالق آن. کارگردانیای که در آثار قبلی توانسته بود با قابهای بنیادین خود تنش خلق کند، اینجا به یک ناظر بیطرف و محتاط بدل شده است که از ریسک کردن پرهیز میکند.
قربانی در لباس مدعی مقاومت
فیلم مدعی دفاع از حقوق زنان و نمایش مقاومت است اما در عمل، زن را غالباً بهصورت قربانی منفعل نشان میدهد؛ زنی که هویت، عزت نفس و کنشگری خود را بیشتر در نسبت با مردان (چه ازدسترفته و چه موجود) تعریف میکند تا در مقاومت مستقل و تصمیمسازش. این تناقض میانی، فیلم را از هرگونه تحلیل اجتماعی دقیق تهی میکند و آن را از تجربهگرایی یا پرسشگری سینمایی دور نگه میدارد و خلاصه اینکه این فیلم تهی از لایههای انسانی و پیچیدگی دراماتیک بود.
در واقع به جرات میتوان گفت، زن و بچه یک پسرفت آشکار برای کارگردانی چون سعید روستایی است که پیشتر توانایی تراشیدن موقعیتهای غلیظ اخلاقی، استفاده از جزئیات روزمره برای خلق تنش و وارد آوردن فشار واقعی بر مخاطب را نشان داده بود. در این فیلم، آن ظرفیت به سطح موعظه و طرح مسأله عریان تنزل یافته است. «زن و بچه» بهواسطه موضوعش واجد اهمیت و نیاز به دیدهشدن است؛ با این حال، برای سینمادوستانی که از روستایی انتظار جهش فرم و عمق اخلاقی دارند، این فیلم، پاسخ کافی و دلگرمکنندهای نخواهد بود.

